به به چه دختری - تاریخ: 1400/9/9 ساعت: 21:14
سلام عزیز دل عمه، خوبی قربونت برم داشتم عکساتو نگاه میکردم که یهو دلم برات تنگ شد، زنگ زدم به مامانت که باهات صحبت کنم، مامانت گفت دیشب همه خونه شما دعوت بودن...حمزه اینا، علی اینا، عمه زبیده و مامان بزرگ و آقا جون. من خیلی غصه خوردم آوا... برای اینکه چند ماه بود همش به گوشم میرسید که قراره شما مبلا...
۹سالگیت مبارک - تاریخ: 1400/9/9 ساعت: 21:14
سلام عزیز دل عمه، خوبی؟ دلم گرفته آوا... وقتی الان دیدم مامان بابات تو تلگرام من بلاک کردن غصه خوردم، من او نجا ت. پروفایلشون که عکسای تورو میدیم دیگه نمیتونم ببینم، فقطم اینکارو کردن که من عکساتو نبینم وگرنه من که باهاشون در ارتباط نبودم اونجا. انقدر احمقن که از تو به عنوان سپر استفاده میکنن که منو
خیلی وقته ندیدمت :( - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 13:37
سلام عزیز دل عمه خوبی قربونت برم؟ میدونی چند وقته ندیدمت؟؟؟ بیشتر از سه ماهامروز 19 فروردین 96 هست، من حتی عید هم ندیمت... مدتهاست که باهات تلفنی هم صحبت نگردم. نمیدونم این پدر مادر تو چشون شده... چرا بس نمیکنن؟ خسته ام عمه... بابات حتی جواب تبریک عیدم رو هم نداد... خیلی غصه خوردم احوالت رو از هر کس
دلتنگتم :( خیلی خیلی زیاد - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:07
سلام عزیز دل عمه :* حالت چطوره قربونت برم؟ روبراهی؟ اوضا بندان خوبه؟؟؟ :) فکر کنم یک ماهه ندیدمت، چند وقت پیش باهات تلفنی حرف زدم، تو هم دلتنگ بودی، میگفتی عمه چرا نمیای اینجا؟ میخوای من از تلفن بیام پیشت؟؟؟ کلی بغض کردم بعد ازم پرسیدی عمه منو دوست داری؟ گفتم آره عزیزم یه دنیا دوستت دارم، گفتی خُب ا...
دلم برات تنگ شده... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:40
عزيز دل عمه رفتي شمال...امروز دقيقآ ده ماه و يك روزته :)فكر كنم وقتي برگردي ديگه كامل بتوني سر پا بيايستي ...هروقت ميري شمال و برميگردي يه چيز جديد برامون داري.خدا حفظت كنه. با اومدنت به همه يه انرژي و عشق مخصوص به خودت رو دادي :)
تاتي تاتي - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:40
سلام آرامش عمه...حسابي شيطون شدياااا امروز دقيقاً يازده ماهت تموم شد :) يك ماه ديگه ميشي يه دختر يك سالهء دوست داشتنيه عشــــــــــــــــــق...خيلي شيطون بلا شدي ... هفتهء پيش بخاطر منگوله اي كه به گوشيه فائزه وصل بود سه قدم راه اومدي ...جديداً كه داري بزرگتر ميشي يه اخلاق نسبتاً بدي پيدا كردي كه هر...
با من قدم بزن... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:40
سلام عزيز دل عمه...قربونت بشم كم مونده به تولد يك سالگيت... الان كه يازده ماه و يازده روزته ديگه مستقل راه ميري و وقتي كه هيجان زده ميشي دلت ميخواد تند راه بري و هي ميخوري زمين :)اميدوارم خدا سالهاي خيلي روشن و توام با آرامش و خوشبختي براي تو عزيزم برنامه ريزي كرده باشه :*
يك سالگيت مبارك :) - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:40
سلام عزيز دل عمه ...قربون شكل ماهت بشم كه انقدر هر روز شيرين تر و دوست داشتني تر و صدالبته شيطون تر ميشي...29 آبان كه چهارشنبه بود (من قزوين تو خوابگاه، ترم آخر كارشناسي بودم و نتونستم كنارت باشم) يك سال از به دنيا اومدنت گذشت... يك سال بهم انرژي دادي، يك سال بهم آرامش دادي، يك سال شاهد رشدت بودم و ...
با اون چشماي مشكي و موهاي خرگوشي دل منو كجا ميبري !!! - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:40
سلام آرامش عمه :*امروز از صبح آوردمت پيش خودم تا شب...كلي باهم خوش گذرونديمو خنديديم...ديگه بعداز ظهري از بي خوابي داشتي چپه ميشدي هرجا بالشتت رو ميديدي ولو ميشدي روش، ولي نميدونم چرا نميخوابيدي :)اسنادشم موجوده :))
جشن يك سال بيستو سه روزگي... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:39
سلام آرامش عمه :)قربونت بشم بلخره با تاخير بخاطر خرابي آسانسور، تولدت برگزار شد...يه عكس از كيك تولدت و خودمو خودت ميذارم برات :)توي اين شب از خدا برات زندگي سراسر آرامش و مهربوني ميخوام :*از خدا ميخوام توي اين وبلاگ هميشه از شاديات موفقيتات و خوشبختيات بنويسم عزيز دلم :)
دهنتو باز كن ... :) - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:39
سلام مهربون من :)اين روزا كاراي جديد ياد گرفتي... داري سعي ميكني حرف بزني...به هرچي كه خوردنيه ميگي مـــَمــــَــم... هر چيزي هم كه ميخواي نشون بدي ميگي جوجو :)يه كار جديدم ياد گرفتي كه بهت ميگيم دهنتو باز كن تا آخر محكم دهنتو باز ميكني بعدش ميخندي ... دستتو ميذاري پشتت راه ميري...با وجودت هميشه آرا...
يــــــــــــك دو... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:39
سلام آرامش عمه :) :*قوربون شيرين زبونيات بشم من ... امشب دقيقا يك سال و دو ماهت تموم ميشه...دوتا دندون جديد دراوردي كه من هنوز نديدم از بس كه تخصي دهنتو باز نگه نميداري...ورزشكارم شدي... وقتي ميگيم يك ميشيني وقتي ميگيم دو بلند ميشي و غش غش ميخندي :)خدا حفظت كنه عزيز دلم :*
متاسفانه... :( - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:39
عمه جون امروز بعد از 5 ماه اومدم برات نوشتم بعد نمیدونم چرا حواسم نبود به جای نظرات نوشته های قبلی رو پاک کردم :( کلی غصه خوردم، دنبال راه حل هم بودم که ببینم میشه برگردوند یا نه، موفق نشدم. فکر کنم 2 سه تا از یادداشت های قبلی رو پاک کردم... اشکال نداره... باشه... باشه

برچسب‌های مرتبط

دلتنگتم خیلی | دلتنگتم خیلی زیاد | خیلی دلتنگتم عشقم | خیلی دلتنگتم عزیزم | پیامک خیلی دلتنگتم | خیلی دلتنگتم مادر | خدایا خیلی دلتنگتم | اس خیلی دلتنگتم | اسمس خیلی دلتنگتم | امشب خیلی دلتنگتم