امروز از صبح آوردمت پيش خودم تا شب...
كلي باهم خوش گذرونديمو خنديديم...
ديگه بعداز ظهري از بي خوابي داشتي چپه ميشدي هرجا بالشتت رو ميديدي ولو ميشدي روش، ولي نميدونم چرا نميخوابيدي :)
اسنادشم موجوده :))
برچسب: نویسنده: مهراد اسدیپور تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 5:40